تبليغاتX
In The Name ov Hate







Amon Amarth

جمعه چهاردهم مهر 1385

درود بلاخره با کلي تاخير با يه لايريک داغ از باند Amon Amarth که هنوز از تنور بيرون نيومده اومدم اين آهنگ مال آلبوم With Oden On Our Side که مال 2006 هنوز ليريک اينگيليسيشم کم پيدا ميشه
اين آهنگ به نظر من بهترين کاره گروه خيلي باهاش حال کردم آلبومو 2 روزه dl کردم واقعا آلبوم قوي مثل بقيه کاراش آهنگ Asator هم کار خداييه ولي من با اين بيشتر حال کردم
در ضمن قبل از ليريک يه ايراد به گيرم به يسري از بچه ها که ديگه شورشو در آوردن طرف تازه با بلک و دث آشنا شدهه هاااا ميره کل ميندازه با اينو اون که آقا اون موقه ما بلک گوش ميداديم تو داشتي رپ گوش مي کردي و از اين حرفا ميره تي شرتو دست بندو از اين جور چيزا ميگيره بد همه جا ميگه آره من اينم من اونم
واقعا اين کار مسخرهي من براي اين سري بچه ها متاسفم که موسيقي رو فقط واسه فشن و حالا مثلا آپ تو ديت بودن مي بينن کسي بايد اسمشو بذاره متال باز که بفهمه آهنگو هم  از لحاظ تکنيک هم معني يا اصلا بدون اون بد بختي که اين آهنگو خونده قصدش چي بوده از اين کارش اين مسخره بازيارو بذارين کنااااار

           Image hosting by TinyPic


Under The Northern Star


The icy winter is creeping near
Dark skies above us
Biting frost is in the air
Darkness surrounds us

The cold, piercing autumn breeze
Fills the longship sail
Soon the lakes and seas will freeze
And snow will lay its veil

Many years we've been away
The oceans we have roamed
Now the north star guides us on our way
As we are headed home

The many hardships we've endured
Have brought us rich reward
Now the north star guides us home
With cargo full of gold

Many friends died on the way
Only few of us survived
But I would gladly take their place
In Oden's hall up high

The icy winter is creeping near
Dark skies above us
Biting frost is in the air
Darkness surrounds us

Soon the lakes and seas will freeze
Snow will lay its veil
And we will long for the summer breeze
When we can set our sails

زير ستاره شمالي

زمستان سرد اطرافمان
آسمان تاريک بالاي سرمان
سرماي زننده در هواست
تاريکي محاصره مان کرده

سرما,نسيم پاييزي سوزاننده
بادبان کشتيمان را پر کرده
بزودي درياچه و دريا يخ خواهند زد
وبرف نقابش را خواهد زد

چندين سالست که دور بوده ايم
اقيانوسهايي که سفر کرديم
حالا ستاره شمالي مارا راهنمايي مي کند
بسوي خانه مي رويم

سختي هاي زيادي را تحمل کرديم
برايمان پاداش زيادي را به ارمغان آورده
حالا ستاره شمالي مارا به سوي خانه راهنمايي مي کند
با محموله اي پر از طلا

دوستان زيادي در راه جانشان را از دست دادند
تنها چند نفرمان نجات پيدا کرديم
اما من با خوشحالي مقامشان را
در نزد oden بالا خواهم برد

زمستان سرد اطرافمان
آسمان تاريک بالاي سرمان
سرماي زننده در هواست
تاريکي محاصره مان کرده

بزودي درياچه و دريا يخ خواهند زد
وبرف نقابش را خواهد زد
وما تا نسيم تابستان دوام خواهيم آورد
وقتي که ميتوانيم بادبان هايمان را تنظيم کنيم

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:10  توسط Anti Rap  |